به گزارش ندای تجن-با تمرکز بیش از حد جمعیت در استان های مازندران و گیلان که دارای محدودیت فضای قابل سکونت هستند، فشار بر محیط زیست بخصوص تغییر کاربری اراضی کشاورزی و جنگلی تشدید شده است؛ بدین ترتیب هر یک از فعالیت های انسانی در حکم یک بحران فزاینده ای برای محیط زیست این مناطق عمل می کند که باعث گسستگی یکپارچگی اقتصادی-سیاسی-محیطی می شود. در این راستا یکی از معضلاتی که هم اینک محیط زیست منطقه را تهدید می کند،استفاده غیرمتعارف از رودخانه ها و حریم آنهاست.
رودخانه های منتهی به دریای کاسپین(خزر) مدتهاست به محلی برای تخلیه فاضلاب شهری-صنعتی تبدیل شده اند که ضمن تغییرات اساسی در زیست بوم مناطق ساحلی، توان طبیعی اکوسیستم دریای خزر را هم با چالش های متعددی از جمله تکثیر گونه های مهاجم جانوری و گیاهی و از بین رفتن گونه های بومی مواجه ساخته است.
همچنین علاوه بر اینکه هر واحد مسکونی یا صنعتی در حاشیه رودخانه های کوچک و بزرگ حجم وسیعی از فاضلاب و آلاینده ها را در آن تخلیه می کنند، با تجاوز به حریم رودخانه صدها تن شن و سنگ از بستر رودها برای ساخت و ساز استخراج می شود که این موضوع در از بین رفتن زیستگاه آبزیان و پرندگان نقش مهمی دارد؛ این در حالیست که تا چند سال گذشته این رودخانه ها پذیرای گونه های مختلف آبزیان بودند و محلی برای تخم ریزی آنها به شمار می آمدند اما هم اکنون حجم آلودگی ها به حدی رسیده است که نه تنها از آب زلال و روان خبری نیست بلکه ضمن تغییر رنگ آب و به مشام رسیدن بوی ناخوشایند، عمده این رودها خشک یا تبدیل به ماندآب و حتی محلی برای تخلیه زباله های شهری شده است. در مجموع می توان گفت تقریبا اکثر رودهای کوچک که زمانی تامین کننده آب برای شالیزارها و باغات و همچنین مسیری برای خروج روان آب های سطحی و سیلاب بودند، از بین رفته اند که این موضوع در تشدید خسارات سیل بی تاثیر نبوده است.
این وضعیت در مورد رودخانه های بزرگ بسیار نگران کننده به نظر می رسد چراکه مشاهده شده اکثر این رودها منشعب و به سمت شهرک های مسکونی تغییر مسیر داده شدند و آب کمی به قسمت های پایین دست رودها برای استفاده در اراضی کشاورزی می رسد. بدین ترتیب جوامع روستایی مستقر در حاشیه رودها ترجیح می دهند به مناطق شهری مهاجرت کنند و البته این موضوع درگیری ها بر سر منابع مشترک آب رودها را گسترش خواهد داد؛ ضمن اینکه اکثر رودخانه های بزرگ که از میانه شهرهای ساحلی می گذرند، به تدریج حریم واقعی خود را به جهت ساخت تفرجگاه، پیاده روها، پارک و بازارهای هفتگی از دست داده اند که این وضعیت خطراتی از جمله رانش زمین و سیلاب و همچنین آسیب پذیر شدن سازه ها و تاسیسات حاشیه رودها را در پی خواهد داشت.
در هر صورت رودخانه های شمال ایران به دلیل فعالیت های مخرب انسانی وضعیت بحرانی و هشدارآمیزی را سپری می کنند که با توجه به روند رو به رشد ورود فاضلاب صنعتی-خانگی، انواع آفت کش ها و سایر آلاینده ها که باعث تغییرات فیزیکی، شیمیایی و میکروبی در آب می شود و همچنین ساخت و ساز غیر مجاز شرایط سلامت ساحل نشینان و اکوسیستم منطقه را تحت تاثیر تبعات منفی خود قرار داده است و در صورت نبود سیستم جمع آوری فاضلاب و نبود قوانین صریح در خصوص حفاظت از رودها و حریم آنها، شرایط برای غیر قابل سکونت شدن بسیاری از نواحی شمالی کشور هموار خواهد شد.
رودخانههای شمال ایران را حفاظت کنیم
برچسب ها
ندای تجن گزارش می دهد: هنرمندان یاد و خاطره مولانا را گرامی داشتند
عضو هیات علمی گروه مدیریت صنعتی دانشگاه علوم و فنون مازندران مطرح کرد: سه معضل جدّی واحدهای تولیدی و صنعتی و راهکارهای عملیاتی برونرفت از آن
هنرمندان یاد و خاطره مولانا را گرامی داشتند
مولانا جلال الدین محمد بلخی (Jalāl al-Dīn Muḥammad Rūmī)، مشهور به مولانا، شاعر، عارف و الهیدان برجستهی ایرانی بود که در قرن هفتم هجری قمری میزیست. پدر او، بهاءالدین ولد، معروف به «سلطانالعلما»، یکی از عالمان بزرگِ دوران بود و در بلخ شاگردان بسیار داشت. اگرچه مولانا جلال الدین محمد بلخی بعدها نزد استادانی جز پدر تلمذ نمود، تربیت اولیه و آشنایی ابتدایی او با مسائل فقهی و اعتقادی تحت هدایت همین پدرِ فاضل صورت گرفت.
سه معضل جدّی واحدهای تولیدی و صنعتی و راهکارهای عملیاتی برونرفت از آن
مدیریت صنعتی، در نهایت، دانشِ بهکارگیری خردمندانهی منابع محدود است؛ منابعی که هیچگاه بهاندازهی کافی موجود نیستند، اما با نگاهی علمی و نظاممند میتوان از همانها بیشترین ارزش را استخراج کرد. تجربه نشان داده که فاصله میان یک واحد تولیدی متوسط و یک واحد تولیدی برتر، اغلب نه در سرمایهگذاریهای کلان، بلکه در دقتِ فرآیندها، انضباطِ دادهمحور و پیوستگیِ بهبود مستمر نهفته است. باور من این است که استان مازندران، با ظرفیت صنعتی متنوعی که دارد، میتواند به الگویی از این تحول علمی در صنعت کشور بدل شود؛ به شرط آنکه پیوند میان دانشگاه و صنعت، نه یک شعار، بلکه یک رویهی پایدار و نهادینهشده باشد.
روستا هنوز با صدای پیرهایش بیدار میشود
صبح روستا با صدای زندگی آغاز میشود؛ با خشخش جارویی که حیاط را از برگهای شبانه میروبد، با باز شدن پنجرهای رو به درختی که دهههاست همانجا ریشه دوانده و با پیرمردی که پیش از بالا آمدن آفتاب، دست بر خاک باغچه میکشد. برای بسیاری از سالمندان روستا، این کارهای ساده فقط عادت روزمره نیست؛ بخشی از تداوم زندگی، احساس تعلق و معنای بودن است.
ثبت دیدگاه
- دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
- پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.




