کار کردن یک خانم در بازار ماهی فروشان سختی‌های خودش را دارد
کار کردن یک خانم در بازار ماهی فروشان سختی‌های خودش را دارد
نمی‌گویم چالش و دست‌اندازی نیست، هست؛ خیلی هم هست. ولی باید چالش‌ها را به فرصت تبدیل کنیم. ما در کسب و کار خودمان از نیاز مردم برای افزایش درآمد استفاده می‌کنیم. تعدادی بانو در مجموعۀ ما به تمیز و بسته‌بندی کردن ماهی برای خانواده‌ها مشغول هستند. باید روی نیازها تمرکز کرده و آنها را به فرصت‌های شغلی تبدیل کنیم.»

به گزارش ندای تجن به نقل از ارمون آنلاین- زهرا اسلامی: دهه‌هاست که دیگر در کسب و کار، خاصه فعالیت‌های تولیدی کوچک و خانوادگی، جنسیت، معنای خودش را از دست داده و بانوان گاهی در این عرصه از آقایان پیش‌روترند و گوی سبقت را ربوده‌اند؛ «صغری ابراهیمی» یکی از همین بانوان است.

این بانوی «کارآفرین» که از این عنوان، به نام «خیرآفرین» یاد می‌کند، اهل روستای زیبا و سرسبز زرین‌آباد ساری است و ۵۰ سال دارد

.ابراهیمی تحصیلاتش را تا مقطع دیپلم ادامه داد و حالا مادر دو فرزند دختر و پسر است و سالهاست که به همراهی خانواده‌اش، چندین شغل را مدیریت می‌کند.نمایندگی فروش ماهی خاویار در مازندران حاصل حسن اعتماد شیلات استان به این بانو است.

ابراهیمی می‌گوید: « نمی‌گویم در راه اشتغال، چالش و دست‌اندازی نیست، هست؛ خیلی هم هست. ولی باید چالش‌ها را به فرصت تبدیل کنیم. ما در کسب و کار خودمان از نیاز و حتی تنبلی مردم برای افزایش درآمد استفاده می‌کنیم.»

ابراهیمی که دوره‌ای به عنوان نفر دوم حوزه کارآفرینی کشور معرفی شد و یکی از پیشگامان این بخش در استان مازندران است، هم‌اکنون با همراهی همسر و پسرش، پرورش ماهی بزرگی، مجتمع تولید نان، فروش و عرضه انواع ماهی و…، را اداره می‌کند. گفتگوی ما با این بانو را می خوانید:

شما اکنون به عنوان یک کارآفرین در جامعه شناخته می‌شوید. از ابتدای این راه بگویید. چطور آغاز شد؟

من در خانواده‌ای کشاورز به دنیا آمدم که هفت خواهر هستیم. نیاز و ضرورت کار کشاورزی می‌طلبید که کمک‌حال خانواده و پدرم باشیم. به این ترتیب، با کار سخت و به ‌اصطلاح «مردانه» بیگانه نبودم.سال ۱۳۷۰ ازدواج و به شهر ساری مهاجرت کردم. یک روز صبح به نانوایی رفتم و دیدم که نان خیلی زود تمام شده است.

روزهای بعد هم همینطور؛ پخت نان زود به اتمام می‌رسید و مردم از این بابت ناراضی بودند و خلق‌شان تنگ می‌شد. این موضوع، جرقه ایجاد یک نانوایی تمام‌وقت در مغازه‌ای‌ کوچک، کنارِ خانه‌مان را به ذهنم زد. دست به کار شدم و این مسئله را با اداره غله در میان گذاشتم.مسوولان وقت این اداره، کلی به ایده نانوایی آزاد‌پخت خندیدند. اما من مصمم بودم و بالاخره این مغازه کوچک را تبدیل به نانوایی بربری با دستگاه پخت قدیمی کردم. شکر خدا، آنقدر کارمان خوب بود که به‌زودی دستگاه نان سنگک هم به نانوایی اضافه شد. به نیازِ نان مردم در ساعات مختلف شبانه‌روز فکر کردیم و تنها نانوایی شهر بودیم که سه شیفت کار و به مدت ۱۵ سال، نان تمام بیمارستان‌ها و ادارات ساری را تامین می‌کردیم.

چطور به فکر پرورش ماهی افتادید؟

از برکت نانوایی، باغچه‌ای کوچک خریدیم و استخر شنایی در آن احداث کردیم. استخر در فصول بهار و تابستان مورد استفاده خانواده بود، اما در فصول دیگر سال راکد می‌ماند. چند ماهی گرم‌آبی کپور را داخل استخر انداختم، با اینکه هوا سرد بود ولی ماهی‌ها خوب رشد کردند. آب چشمه‌ای که نزدیک باغ بود را به آزمایشگاه بردم و متوجه شدم که برای پرورش ماهی عالی است.به مرور در همین استخر ماهی قزل‌آلا پرورش و کار تولید ماهی را از پنج تُن تا ۳۵ تن گسترش دادیم. وقتی تولید افزایش پیدا کرد با موضوع بازاریابی و فروش محصول مواجه شدیم و دغدغه‌های آن.دلال‌ها، واسطه‌ها و…، در همان دور اول فروش، مشکلاتی را برای‌ ما به وجود ‌آوردند.

محصول را به فروشنده‌ای در بازار ماهی ساری فروختیم و بابت آن چکی دریافت کردیم که پس از سه ماه نقد نشد. برای پیگیری نزد فروشنده رفتم که با این جملۀ «بازار همین است»، از من استقبال کرد!عملاً زحمت چند ماهه ما از بین رفت و آن چک هم با گذشت زمانِ زیادی نقد شد. ما دوباره استخرمان را رونق دادیم و این بار، به این فکر افتادیم که جایگاه فروش اختصاصی داشته باشیم. بازار ماهی به بانوان مجوز نمی‌داد، اما من با پشتکار و پیگیری، بالاخره مجوز گرفتم و حالا بدون واسطه و از تولید به مصرف، ماهی‌ها را تمیزتر و ارزانتر از بقیه و سپس با ارسال به درب منازل به فروش می‌رساندیم. بدین ترتیب، به اصطلاح «کارمان خیلی خوب» گرفت.

از رونق بیشتر کار تولید ماهی بگویید.

بعد از آن بود که به سراغ رستوران‌ها رفتم و شرایط ویژه‌ای از جمله ارسال رایگان، پرداخت بلند‌مدت، قیمت مناسب و محصول با‌کیفیت را برایشان فراهم کردم. رستوران‌ها، ما را به یکدیگر و دیگران معرفی کردند. مجموعۀ ما هم‌اکنون با ۱۱۷ رستوران و هتل قرارداد دارد.

بنابراین، اشتغال مستقیم و غیرمستقیم متعددی داشتید.

بله. چند خانم سرپرست خانوار، و تعدادی آقا دارای خانواده، در مجموعه‌های تحت مدیریتم از نانوایی، استخر پرورش ماهی تا جایگاه فروش ماهی و…، مشغول به کار هستند.

از چه زمانی وارد بخش ماهیان خاویاری شدید؟

همواره به سلامت بودن کار و پولی که از این راه به‌دست می‌آورم اعتقاد راسخ داشتم. این سبکِ کارم در بازار ماهی‌فروشان باعث شد که شیلات استان مازندران به دلیل نداشتن سوء سابقه در تعزیرات، پیشنهاد نمایندگی فروش خاویار را به من داد. طبیعی است که از این موضوع استقبال و چهارمین مجوز کسب و کارم را دریافت کردم.

اگر بخواهید دوباره آغاز کنید همین راهی را می‌رفتید که تاکنون رفته‌اید؟

چندین دوره به عنوان بانوی کارآفرین و فعال اقتصادی استان و کشور معرفی شدم. در حالی که معتقدم این فعالیت‌ها بیشتر از اینکه کارآفرینی باشد، خیرآفرینی است. حقوقی که به کارکنان می‌دهم موجب خوشحالی و برکت من است؛ بنابراین با رضایت خاطر می‌گویم بله، همین راه را می‌رفتم.

از دشواری‌های راه نگفتید.

سختی‌های این مشاغل کم نیست؛ کار کردن یک خانم در بین ۱۳۰ آقا در بازار ماهی‌فروشان که با تراکنش مالی بالا، مصایب خودش را دارد. کار با آب، ماهی زنده، خطر برق‌گرفتگی، کارگران متفاوت و متعدد، ادارات پر‌شمار و هزینه‌های بسیار، قبض‌های عجیب و غریب و مالیات‌های سنگینی که متاسفانه به ما تحمیل می‌شود و می‌تواند کمرشکن باشند، فقط بخشی از فشار کار است، اما نمی‌توان عقب‌نشینی کرد.

اگر بنا باشد تغییری در حوزه‌های کاری‌تان برای بهبود اوضاع ایجاد کنید، چکار می‌کردید؟ و اگر بخواهید در این باره به کسانی که مسوولیتی دارند، پیشنهادی بدهید، آن توصیه و پیشنهاد چیست؟

خواسته‌ام از مسوولان به عنوان بانویی که در این شهر حداقل چهار شغل ایجاد کرده، ۱۰ دقیقه وقت برای هر شغل، یعنی ۴۰ دقیقه زمان است تا دغدغه‌ها و مشکلات اشتغال را بیان کنم. کمترین کاری که مسوولان می‌توانند انجام دهند، استفاده از راهکارهای ماست که سالها تجربه کرده‌ایم. نمی‌خواهیم آنها به ما وام بدهند.

بسیاری از مسائلِ کارآفرینان از طریق رای‌زنی‌های اداری حل می‌شود.در مناسبت‌های مختلف مثل دهه فجر، روز زن و…، مسوولین از ما برای تبلیغات خودشان دعوت کرده و با ما عکس می‌اندازند، دوباره فراموش می‌شویم تا سال آینده. این موضوع بسیار مرا رنج می‌دهد. از سال گذشته با خودم تصمیم گرفتم در هیچ یک از مراسم‌ دولتی حضور پیدا نکنم.

چشم‌اندازتان کجاست؟ می‌توانید آن را با ما در میان بگذارید؟

یکی از برنامه‌هایی که از آذر ماه سال ۱۴۰۲ آغاز کردم، فروش آنلاین ماهی از طریق سایت و پیج اینستاگرام ماهی آنلاین ساری است که بسیاری، موافق آن نبودند و می‌گفتند فروش آنلاین ماهی جواب نمی‌دهد. در این بخش، ایجاد بزرگترین پیج فروش آنلاین ماهی شمال کشور را دنبال و برای ثبت شرکت آن نیز اقدام کرده‌ام. در واقع، معتقدم باید به‌روز بود. دوره کسب و کار‌های سنتی در حال افول است و بازار آنلاین دارد جای آن را می‌گیرد و من نمی‌خواهم از این قافله عقب بمانم. همچنین، همواره خودم را به دانش روز مجهز می کنم.

راجع به موانعی که سر‌راهتان اول به عنوان یک شهروند ایرانی سپس در جایگاه یک بانو اشاره کنید. چطور بر آنها غلبه می‌کنید؟

مشکلات ما بیشتر مربوط به روند اداری و صدور مجوزهاست که اغلب درگیر بروکراسی اداری می‌شویم.می‌توان این مشکلات را بازبینی و یک‌جا متمرکز کرد. هیچ ضرورتی ندارد که برای دریافت مجوز به بیست اداره مراجعه کنیم. اگر این موانع برداشته شود، خیلی راحتتر از این حرفها، می‌توان اشتغال ایجاد کرد.من تفاوتی در کار کردن بین آقایان و بانوان نمی‌بینم. در کار، به جنسیت خودم فکر نمی‌کنم. هر روز صبح، با یک «الهی به امید تو» کارم را شروع می‌کنم و به توانایی‌های خودم به عنوان یک انسان اعتقاد و باور دارم.

به جوانانی که دنبال اشتغال، خاصه کارآفرینی هستند، چه راهنمایی و مشاوره‌ای می‌دهید؟

اکثر جوانان ما افسرده و نا‌امید هستند. خدای ناکرده قصد جسارت ندارم، اما برداشتم این است که اغلب ما ایرانی‌ها آن‌طور که باید کوشا و پر‌تلاش نیستیم. چه خوب است که از ژاپنی‌ها الگو بگیریم. اگر انضباط کاری و سخت‌کوشی را سرلوحۀ فعالیت خود قرار دهیم، نیازی نیست جوانان برای خاطر کار به خارج از کشور مهاجرت کنند.

نمی‌گویم چالش و دست‌اندازی نیست، هست؛ خیلی هم هست. ولی باید چالش‌ها را به فرصت تبدیل کنیم. ما در کسب و کار خودمان از نیاز مردم برای افزایش درآمد استفاده می‌کنیم. تعدادی بانو در مجموعۀ ما به تمیز و بسته‌بندی کردن ماهی برای خانواده‌ها مشغول هستند. باید روی نیازها تمرکز کرده و آنها را به فرصت‌های شغلی تبدیل کنیم.»

باتوجه به اینکه شما نماینده فروش خاویار در استان مازندران هستید، استقبال از خرید این محصول گران‌قیمت، که روزگاری به عنوان «سوغات شمال» معروف بود، چطور است؟

حقیقت امر، استقبال مردم از ماهیان خاویاری ضعیف هست و عموماً زنان باردار، بیماران بستری، کودکان کم‌بنیه و ورزشکارانی که عازم مسابقات ورزشی هستند، مشتری‌های ماهیان خاویاری ما محسوب می‌شوند و تعداد اندکی هم، خانواده‌های که شرایط مالی خوبی دارند. در واقع، این نوع ماهی، اولویت مردم نیست و مشتری خاص خودش را دارد.

ماهیان خاویاری بیشتر پرورشی هستند یا دریایی؟

ماهیان خاویار دریایی، قاچاق و غیرقانونی هست که در بازار هم وجود دارد، اما رسته کاری من نیست؛ چرا‌که من به شیوه قانونی، کار می‌کنم و قبل از آن نیز، معتقدم، می‌بایست جلوی صید ‌بی‌رویه و قاچاق ماهیان خاویاری دریا گرفته شود و شرایطی را فراهم کنیم که در آینده و برای فرزندان این سرزمین، ماهیان خاویاری مثل اوزون‌برون فقط اسمِ یک نوع ماهی دریای خزر نباشد، همه‌مان وظیفه داریم برای حفظ این نسل از ماهیان دریایی کوشا باشیم.  بنابراین فروش ماهیان خاویاری پرورشی جزو فعالیت‌های حرفه‌ای من است که به دلیل قیمت مناسبتر، فروش بیشتری هم دارد.

نکتۀ دیگری هست که بخواهید درباره ماهیان خاویاری بگویید؟

مهم‌ترین مسئله در بخش ماهیان خاویاری، موضوع تقلب است که متاسفانه در بازار وجود دارد. مثلاً بعضی افراد، اشپل ماهی را به عنوان خاویار به فروش می‌رسانند.

بهترین شیوه طبخ ماهی از نظر شما برای حفظ ارزش غذایی ماهی کدام روش هست؟

برای ماهی خاویار و اوزون برون، کبابی کردن این نوع ماهی است، چرا‌که خاویار چرب است و چربی ماهی حین پخت روی آتش، آزاد و طبخ را مطلوب می‌کند.

و اگر بنا بود به گردشگران و مسافران مازندران پیشنهاد خرید ماهی بدهید، کدام نوع ماهی را معرفی می‌کردید؟ چرا؟

بین ماهیان پرورشی، پیشنهادم ماهی قزل‌آلا است و از ماهیان دریا نیز کپور و کفال دریا را توصیه می‌کنم؛ کپور دریا چرب و درآوردن تیغ‌های مدادی و درشتش راحت است و برای مصارف مختلف اعم از کبابی، سرخ‌کردن و شکم‌پر استفاده می‌شود. کفال دریا هم تیغ‌های ریزی مثل قزل‌آلا دارد و خوردنش آسانتر است.