ندای تجن- به گزارش روابط عمومی و امور بین الملل سازمان بهزیستی کشور، سیدجواد حسینی در نشست شورای اداری استان فارس که امروز در سازمان بهزیستی برگزار شد ضمن تشریح ضرورتهای توجه به محله محوری با انتقاد از تمرکزگرایی، سازمانگرایی و بروکراسی گسترده در ساختارهای دولتی گفت: پیامد این ساختارها در حوزه بهزیستی، شکلگیری دو آسیب موازی شامل تفکیک نهادی و مرکزمحوری از یک سو و یارانهپردازی تسکینی و انفعالی از سوی دیگر بوده است.
حسینی با اشاره به اینکه دولتها در گذر زمان با بروکراسی متمرکز و دیوانسالاریهای عریض و طویل به ساختارهای اداری سنگین و پرهزینه تبدیل شدهاند، اظهار کرد: این ساختارها بار مالی طاقتفرسایی را بر دوش دولتها گذاشته و در سازمان بهزیستی نیز پیامدهای آن بیش از همه در نحوه مواجهه با جامعه هدف خود را نشان داده است.
وی افزود: نخستین آسیب، تفکیک نهادی و مرکزمحوری است به این معنا که نیازمندان، سالمندان، افراد دارای معلولیت و آسیبدیدگان اجتماعی در دیوارههای نفوذناپذیر آسایشگاهها و مراکز اقامتی از متن جامعه جدا شدهاند، این ایزولهسازی و جداسازی افرادی که جامعه هدف سازمان بهزیستی هستند یکی از آسیبهای جدی در مسیر توانمندسازی آنهاست. آسیب دوم، یارانهپردازی تسکینی و انفعالی است که انسانها را در جایگاه دریافتکنندگان خاموش اعانه قرار میدهد و خروجی این دو آسیب نیز تضعیف اعتماد جامعه به خود، کاهش اعتماد به نفس افراد، فرسایش حیات انجمنی و شکلگیری جامعهای از همگسیخته است.
حسینی با اشاره به دیدگاههای مطرحشده درباره پیامدهای اجتماعی این وضعیت گفت: دیوید رایزمن جامعهشناس از مفهوم انبوه تنها سخن گفته است یعنی جامعهای که گرچه جمعیت آن هر روز بیشتر میشود اما تنهایی افراد در آن نیز افزایش مییابد و همین مسئله میتواند یکی از لغزشهای جدی جامعه در مسیر گرفتار شدن در آسیبهای اجتماعی باشد.در برابر این بنبست تاریخی، پارادایمهای نوین توسعه و رفاه اجتماعی در حال شکلگیری است که موازنه قدرت را تغییر میدهند و بر توانمندسازی انسانها و جامعه تأکید دارند.
گذار از دولت متمرکز به جامعه قدرتمند در کنار دولت قدرتمند
رئیس سازمان بهزیستی کشور با اشاره به رویکردهای جدید در اقتصاد توسعه گفت: اقتصاد توسعه بر دو نکته مهم تأکید دارد. نخست، توسعه به مثابه آزادی و دوم، رویکرد قابلیتهای انسانی. اندیشمندانی مانند آمارتیا سن نشان دادهاند که رفاه پایدار از مسیر سرمایهپروری دولتی عبور نمیکند و به گسترش عاملیت و توانمندیهای بنیادین آحاد جامعه نیاز دارد. پژوهشهای افرادی مانند رابرت پاتنام درباره سرمایه اجتماعی نیز نشان داده است که پایدارترین و کمهزینهترین جوامع مناطقی هستند که بالاترین تراکم حیات انجمنی، شبکههای محلی پویا و سرمایههای اجتماعی درونگروهی و پیونددهنده را در خود پرورش دادهاند.
وی ادامه داد: در کنار این اندیشهها، اسناد سازمان جهانی بهداشت درباره مؤلفههای اجتماعی سلامت نشان میدهد که احساس تنهایی مزمن، طرد اجتماعی و فقدان شبکههای همسایگی بیش از کمبودهای پزشکی میتواند زمینه ابتلای جوامع به فرسودگی روانی، اعتیاد و بهویژه تله فقر پایدار را فراهم کند.از دل این شواهد علمی و تجربههای زیسته بشری، انگاره راهبردی جدیدی شکل گرفته است برای گذار از دولت متمرکز و پرهزینه به سوی جامعه قدرتمند در کنار دولت قدرتمند. در این الگو، قدرتیابی محلات و میدانداری گروههای داوطلب بومی مورد توجه قرار میگیرد. این رویکرد به معنای عقبنشینی یا تضعیف حاکمیت نیست بلکه برعکس، دولت زمانی به معنای واقعی مقتدر و اثرگذار است که در کنار جامعهای آگاه، سازمانیافته، تابآور و دارای عاملیت محلی قرار گیرد.
سلام محله حرکت از ساختار متمرکز به فعالیت اجتماعی و محلهمحور
رئیس سازمان بهزیستی کشور گفت: طرح سلام محله دقیقاً بر همین مبنا شکل گرفته است. در این پارادایم، دولت نقش متصدی مستقیم و پرهزینه را واگذار میکند و در جایگاه تسهیلگر، تضمینکننده استانداردها و پشتیبان حقوقی و مالی جامعه محلی قرار میگیرد. دولت چهاردهم و شخص رئیسجمهور دکتر پزشکیان با درک این موضوع، فعالیتهای اجتماعمحور و محلهگرا و محلهمحوری را در زمره راهبردهای اساسی خود قرار دادهاند. سازمان بهزیستی نیز به عنوان بخش مهم اجتماعی دولت با درک این سیاست و این پارادایم در عرصه بینالمللی، طرح سلام محله را متولد کرد.
وی ادامه داد: در این طرح تلاش شده است از تصلبگرایی، تمرکزگرایی سخت و ساختارگرایی نهادمند و پرهزینه عبور کنیم و به سمت فعالیتهای اجتماعیمحور و محلهگرا حرکت کنیم.هدف این پارادایم، استقرار سلامت اجتماعی محلهمحور است و سلام محله محله را صرفاً یک مرزبندی اداری و کالبدی بیروح نیست بلکه یک زیستبوم زنده، دارای شعور جمعی و تولیدکننده سرمایه اجتماعی است.
وی یکی از ابتکارات مهم طرح سلام محله را پایان دادن به پراکندگی و عملکرد جزیرهای طرحهای حمایتی گذشته دانست و افزود: در قالب کانونهای سلام محله حداقل در گام نخست از منظومهای یکپارچه از ۱۵ برنامه و فعالیت اجتماعمحور سازمان بهزیستی در یک مدار واحد و همافزا سخن میگوییم.
تجمیع ظرفیتهای اجتماعی بهزیستی در کانونهای سلام محله
رئیس سازمان بهزیستی کشور توضیح داد: از طرحهای مشارکت اجتماعی نوجوانان و برنامههای تابآوری و ارتقای عاملیت دختران، پسران و بانوان برای حل مسائل محله گرفته تا توانبخشی مبتنی بر جامعه که زیست برابر و دسترسپذیری افراد دارای معلولیت را در بستر کوچه و خیابان محقق میکند، همه در این منظومه قرار میگیرند. سازوکارهای حمایت روانی و اجتماعی، گروههای خردمالی، مانا، خاتم، پازک، طرح محب و سایر برنامههای اجتماعمحور که از گذشته در سازمان بهزیستی مورد توجه بودهاند نیز قرار است در گام نخست در قالب سلام محله ساماندهی شوند. در ادامه، فعالیتهای خودجوشی که خود محلات بر اساس شناخت نیازهای محله و برای مداخلات محلی طراحی میکنند در دستور کار قرار خواهد گرفت.
حسینی با اشاره به اقدامات انجامشده در نخستین گام اجرای طرح گفت: امروز ۶۲۸ هزار و ۶۹ نفر از افراد جامعه در گامهای اولیه طرح سلام محله از خدماتی همچون توانبخشی مبتنی بر جامعه، آموزش خانواده، آموزش پیش از ازدواج، آموزش زندگی، آموزش سالمندان، آموزش مهارت خانواده و خدمات تسهیلگران شغلی بهرهمند هستند. خروجی طرح به تفکیک استانها نشان میدهد که فقط در استان فارس نزدیک به ۹۰ هزار نفر از طرحهای ۱۴گانه بهره میبرند که به معنای خروج از دیوارهای تسلط و تمرکز سازمانی و حرکت به سمت رویکرد محلهمحور و اجتماعمحور است.
رئیس سازمان بهزیستی کشور تأکید کرد: این طرحها باید با قدرت و قوت در مناطق مختلف پیگیری شوند. مراکز مهر و گفتوگو و پاتوقهای سالمندان نیز مکانهایی هستند که میتوانند کیفیت زندگی سالمندان را بیش از صرفاً مسائل معیشتی و فعالیتهای درمانی و پزشکی تحت تأثیر قرار دهند.
اعلام آمادگی ۳۷۰ هزار نفر برای مشارکت در طرحهای محلهمحور
حسینی با اشاره به ایجاد پویش سلام محله توسط سازمان بهزیستی گفت: در این پویش، ۳۷۰ هزار نفر در ۱۱ محور برای مشارکت در طرحها اعلام آمادگی کردند. استان فارس نیز با ۲۷ هزار و ۱۴۹ نفر پس از استانهای مازندران و گیلان در رتبه سوم تعداد داوطلبانی قرار دارد که آمادگی خود را برای مشارکت در طرحهای محلهمحور اعلام کردهاند.
وی افزود: امروز کانونهای محلهمحور در هزار و ۷۰۶ مرکز مثبت زندگی، ۵۳۰ مسجد، ۲۳۲ مدرسه و ۱۹۰ مرکز سازمان بهزیستی همچنین در فرهنگسراها، بسیج، نهضت سوادآموزی، کتابخانهها، سالنهای ورزشی، پارکها، مراکز بهداشت و دیگر ظرفیتهای محلی سامان گرفتهاند و فعالیت خود را در قالب برنامههای ۱۴گانه آغاز کردهاند.
رئیس سازمان بهزیستی کشور با اشاره به عملکرد استان فارس گفت: فقط در استان فارس ۱۹۷ کانون، ۸۹ هزار خدمتگیرنده، ۲۱۳ تسهیلگر و ۲۷ هزار و ۱۴۹ داوطلب در قالب طرح سلام محله فعالیت دارند و در ۱۳۵ محله، ۷ هزار و ۹۸ آموزش خانواده و ۷ هزار و ۹۴۰ دوره مهارت زندگی در ۴۲ مدرسه، ۵۷ مسجد و ۵۸ مرکز مثبت زندگی پیگیری شده است البته این تنها گام نخست است. مراکز مثبت زندگی باید پشتیبان طرح سلام محله باشند و نخستین اقدام آنها بررسی دقیق محله و تعیین مکان مناسب برای فعالیتهای طرح باشد. اگر خود مرکز مثبت زندگی نیز شرایط لازم را داشته باشد، میتواند فعالیتها را در همان مرکز ساماندهی کند.
وی افزود: تسهیلگران طرح سلام محله با استفاده از نظام ارجاع باید همه ظرفیتهای محله از جمله حسینیهها، ورزشگاهها، مراکز بهداشتی، سازمانهای مردمنهاد و سایر ظرفیتها و همچنین معتمدان محله شناسایی شوند.
حسینی، بهکارگیری تسهیلگران حرفهای را یکی دیگر از الزامات اجرای این طرح دانست و گفت: تسهیلگران باید مدیران اصلی کانونهای سلام محله باشند و با رویکرد اجتماعمحور، دولت و سازمان بهزیستی پشت سر آنها قرار گیرند تا از طریق حمایت و تسهیلگری زمینه نهادینهسازی یک پارادایم مهم در نظام رفاه اجتماعی فراهم شود.
وی ادامه داد: اگر بتوانیم این رویکرد را در دوره خدمتی خود نهادینه کنیم، بنیانی را پایهگذاری کردهایم که سطح خدمات را از نظر کمی و کیفی ارتقا میدهد و کمک میکند بتوانیم همه افراد را تحت حمایت قرار دهیم و حمایتها را با کفایت و عدالت ارائه کنیم.
هدف سلام محله باز کردن پیچ و مهرههای مشارکت مردم
رئیس سازمان بهزیستی کشور در ادامه با بیان اینکه مسیر پیشرو، مسیر دشواری است، گفت: یک کار بسیار سخت در پیش داریم و امیدوارم بتوانیم پیچ و مهرههای مشارکت جامعه را در فضای کاری خود باز کنیم. اگر امروز از طراحی انجمن اولیا و مربیان در مراکز آموزشی و توانبخشی و دیگر مراکز سازمان بهزیستی سخن میگوییم، هدف این است که پیچ و مهرههای سفت و سخت مشارکت را باز کنیم و سد تصلبگرایی و تمرکزگرایی را بشکنیم.
وی گفت: اگر امروز تمام همت، تمرکز و توجه خود را به طرح سلام محله معطوف کردهایم به این دلیل است که میخواهیم انتظار فشردهشده پشت سد مشارکت مردم را که به دلیل ساختارگرایی نهادی، تمرکزگرایی و تصلبگرایی شکل گرفته است، بشکنیم. هدف این است که به جای آن سد، سیل خروشان و رودخانه مستمر و نهادینه مشارکت مردم را شاهد باشیم که میتواند زمینهساز سرسبزی و طراوت، سرزمین آباد، حکمرانی مطلوب، ارتقای کیفیت زندگی، افزایش سرمایه اجتماعی و رضایت مردم باشد.




