ندای تجن- به گزارش ایرنا، در شرایطی که همزمان با تشدید فضای نگرانی در کشور، دغدغههای مردمی نیز سنگینتر شده، بسیاری از مراجعات به مسوولان و به ویژه نمایندگان مجلس بیش از هر چیز حول معیشت، درمان و آینده خانوادهها میچرخد.
ملاقاتهای عمومی با نمایندگان مجلس، گاهی بیش از آنکه یک برنامه اداری باشد، به آینهای از وضعیت اجتماعی و اقتصادی یک منطقه تبدیل میشود. آنچه امروز -جمعه ۲۶ تیر- در دفتر ارتباطات مردمی نماینده مردم ساری و میاندورود دیده شد نیز از همین جنس بود؛ مجموعهای از درخواستها که در ظاهر به موضوعات مختلف مربوط میشد، اما در عمق، همه به یک مساله مشترک بازمیگشت: «دشوارتر شدن زندگی برای اقشاری که بیش از دیگران زیر فشار هزینهها، بروکراسی و کماثر شدن برخی حمایتها قرار گرفتهاند.»
در میان مراجعهکنندگان، حضور زنان بیش از دیگران به چشم میآمد؛ زنانی از اقشار متوسط رو به پایین، زنان سرپرست خانوار، زنانی که همسر بیمار داشتند یا خود درگیر بیماری بودند، زنانی که شغلی نداشتند و در عین حال بار اداره خانه و فرزندان را بر دوش میکشیدند. برخی زیر پوشش کمیته امداد یا بهزیستی بودند، اما روایتهایشان نشان میداد همین حمایتها نیز در بسیاری موارد با نیاز واقعی زندگی فاصله دارد.
بخشی از مراجعات به مشکلات معیشتی روزمره مربوط میشد؛ مسائلی که شاید در گزارشهای رسمی زیاد تکرار شده باشد، اما وقتی در قالب روایت یک مادر یا زن سرپرست خانوار شنیده میشود، ابعاد واقعیتری پیدا میکند. درخواست کمک برای تامین هزینه درمان، اجارهخانه، تهیه لوازم ضروری منزل مانند یخچال و کولر، یا حتی تامین یک گوشی تلفن همراه برای فرزند دانشآموز از جمله مواردی بود که مطرح شد.
دست یاری برای راهاندازی مشاغل خرد
در کنار این مسائل، اشتغال یکی از پررنگترین محورهای مراجعات مردم به دفتر تنها نماینده زن مازندران در آخرین جمعه ماه تیر بود؛ البته نه اشتغال به معنای فرصتهای بزرگ و رسمی، بلکه بیشتر در قالب مشاغل کوچک و خانگی.
چند نفر از زنان مراجعهکننده خواستار دریافت وامهای کمبهره برای راهاندازی یا توسعه کارهایی مانند خیاطی، پخت نان خانگی یا پرورش طیور بودند. آنچه در صحبتهای آنان تکرار میشد، نه فقط نیاز به تسهیلات، بلکه دشواری دسترسی به همین وامهای خرد بود.

در یکی از این پروندهها، زنی که به گفته خودش سالها در کار خیاطی تجربه داشت، برای گرفتن وامی در حدود ۱۰۰میلیون تومان به منظور خرید چرخ خیاطی صنعتی، مدتها میان نهادهای مختلف و بانک در رفتوآمد بود. شرح او از روند پیگیری، بیش از آنکه درباره کمبود مهارت باشد، درباره فرسایشی بودن یک مسیر اداری است؛ مسیری که در آن، متقاضی آماده به کار باید زمان و انرژی زیادی صرف عبور از موانعی کند که قرار بود تسهیلکننده باشند. همین دست پروندهها بار دیگر این پرسش را مطرح میکرد که چرا در حوزه مشاغل خرد، فاصله میان سیاست حمایتی و اجرای عملی همچنان زیاد است.
در بخش دیگری از مراجعات، پدرانی حضور داشتند که برای اشتغال فرزندانشان آمده بودند. این بخش از دیدار، اگرچه از نظر تعداد به اندازه مراجعات زنان پرشمار نبود، اما از نظر مضمون، همان نگرانی مشترک خانوادهها را بازتاب میداد؛ نگرانی از بیکاری جوانان، بلاتکلیفی پس از پایان تحصیل و ناتوانی خانوادهها در یافتن مسیرهای موثر برای ورود فرزندانشان به بازار کار.
مسائل درمانی نیز از دیگر محورهای مهم این ملاقات عمومی بود. شماری از مراجعهکنندگان از هزینههای سنگین درمان و کماثر بودن پوشش بیمهای گلایه داشتند. در پروندههایی که مربوط به بیماریهای سخت و صعبالعلاج بود، این گلایه پررنگتر میشد؛ اینکه بیمه، اگرچه روی کاغذ وجود دارد، اما در عمل بسیاری از داروها، خدمات و هزینههای اصلی را پوشش نمیدهد و خانوادهها ناچارند بخش مهمی از هزینهها را خودشان تامین کنند. برای خانوادهای که همزمان با هزینه درمان، با اجارهخانه، بیکاری یا مخارج روزمره هم روبهرو است، این فشار مضاعف گاه مراجعه به دفتر نماینده را به آخرین امید تبدیل میکند.
از معیشت تا موانعِ بانکی؛ دردهایِ مشترکِ زنان
در میان مراجعهکنندگان، مادرانی هم بودند که مسائل فرزندانشان آنان را به این دیدار کشانده بود. از جمله، مادرانی که از نداشتن گوشی هوشمند برای فرزندان دانشآموزشان سخن میگفتند؛ مسالهای که شاید در نگاه نخست کوچک به نظر برسد، اما برای خانوادهای کمبرخوردار، تامین همین وسیله که میتواند به ابزار آموزش، پیگیری تکالیف و ارتباط با مدرسه تبدیل شود کاری دشوار است. این نوع مراجعات نشان میداد که شکاف اقتصادی، در حوزه آموزش نیز خود را به شکل ملموسی نشان میدهد.
در بخشی دیگر، مادران دارای فرزند مبتلا به سندرم داون، مشکلات خود را با نماینده مطرح کردند. آنچه در گفتههای آنان بیشتر به گوش میرسید، گلایه از روندهای اداری و کمبود همراهی برخی نهادهای حمایتی، بهویژه بهزیستی بود.
این مادران، بیش از آنکه صرفا خواهان کمک مالی باشند، از نبود پشتیبانی متناسب با شرایط خاص فرزندانشان میگفتند؛ از مراجعات مکرر، فرسودگی ناشی از پیگیری و حسی از بیپناهی که در لابهلای حرفهایشان دیده میشد. در چنین پروندههایی، بار عاطفی مراجعات نیز بیشتر بود و فضای جلسه را تحت تاثیر قرار میداد.

زخم کهنه مسکن مهر
بخش دیگری از مراجعات به مسکن مربوط میشد. متقاضیان مسکن مهر از جمله کسانی بودند که نسبت به طولانی شدن روند تحویل واحدها و نیز مطالبه هزینهها با نرخ روز اعتراض داشتند.
برای این افراد، مساله فقط تاخیر در تحویل یک واحد مسکونی نبود، بلکه احساس بیعدالتی در برابر سالها انتظار و تغییر شرایط مالی بود.
همزمان، موضوع دریافت وام ودیعه مسکن نیز از سوی برخی خانوادهها مطرح شد؛ خانوادههایی که با افزایش هزینه اجاره، بیش از گذشته در تامین سرپناه دچار مشکل شدهاند.
مطالباتِ کلان در کنارِ دردهایِ خُرد
در کنار مطالبات فردی و خانوادگی، مراجعاتی نیز با موضوعات عمومیتر و منطقهای وجود داشت. کشاورزان بخش چهاردانگه، از جمله کسانی بودند که مساله آنان به طور مستقیم به زیرساختهای تولید و زندگی روستایی مربوط میشد.
بهبود راههای بینمزارع، برقرسانی به جادههای روستایی و ساخت کانالهای آبیاری، از مهمترین درخواستهای این گروه بود. نبود راه مناسب، دشواری حملونقل محصولات، مشکل در تردد ماشینآلات و کمبود آب، برای یک کشاورز به معنای کاهش مستقیم توان تولید و درآمد است.
در حوزه ورزش نیز مراجعاتی وجود داشت؛ بهویژه درباره کمبود امکانات ورزشی در برخی مناطق و روستاها. البته لحظههای امیدوارکننده از همدلی مردم نیز در این دیدار دیده می شود. مثل پیشنهادِ ارزشمندِ یک نیکوکار برای اهدای زمین به منظور ایجاد تأسیسات ورزشی در یک روستا و در اختیار قرار دادن یک خانه ۲ طبقه توسط یک زوج سالمند برای استفاده در حوزه بهداشت و درمان که مورد استقبال خانم نماینده قرار گرفت و مقرر شد هماهنگیهای لازم برای رفع موانعِ اداری صورت پذیرد. این بخش نشان میداد که خواستههای مردم فقط محدود به نیازهای فوری و فردی نیست و بخشی از جامعه همچنان مسائل توسعهای و زیرساختی را نیز با جدیت دنبال میکند.
کمرنگ بودن درک انسانی
زمانی کیاسری در تمامی این دیدارها، ضمن شنیدن دقیقِ مسائل، با هماهنگی تیم دفترش، برای هر پرونده مسیرِ پیگیریِ مشخصی تعیین کرد.
نگاهِ او به دفتر ارتباطات مردمی، نه فقط به عنوان یک نهادِ پیگیریِ نامهها، بلکه به عنوان «حلقه واسط» میانِ ظرفیتهای مردمی (خیرین) و نهادهای اجرایی بود. نگاهی که به نظر میرسد استمرار فعالیتهایش در سازمان مردمنهاد تحت مدیریتاش از سالهای پیش از نمایندگی تا کنون باشد.
وی با اشاره به برخی پروندههای مطرحشده، بر لزوم توجه دقیقتر نهادهای حمایتی به اقشار واقعا نیازمند تاکید کرد و گفت: در شماری از موارد، آنچه مردم را فرسوده کرده، فقط کمبود حمایت مالی نیست، بلکه بیتوجهی، بروکراسی و کمرنگ بودن درک انسانی از شرایط دشوار خانوادهها است.
نکتهای که در چند ساعت مشاهده دیدار مردمی نماینده ساری و میاندورود با مردم به طور برجستهای به چشم میآمد، احساس خوشایند بانوان از مطرح کردن درخواستشان به یک نماینده زن بود. در برخی گفتوگوهای بین بانوان و زمانی کیاسری، پس از درخواستها نشانهای از احساس صمیمیت ناشی از درک شدن و بیشتر دیده شدن را میشد دید؛ نوعی احساس نزدیکی بیشتر برای طرح مسائل، بهویژه در موضوعاتی که با خانواده، بیماری، تربیت فرزند یا تنگناهای روزمره زندگی پیوند دارد.
بر مدارِ امید
ملاقات فشرده امروز در دفتر نماینده مردم ساری و میاندورود که احتمالا در دفتر سایر نمایندگان مجلس نیز مشابه آن را میتوان دید و حال و هوای آن را به همه حوزههای انتخابیه کشور تعمیم داد، تصویری نسبتا روشن از مهمترین لایههای دشواریِ زندگی در این روزها ارائه کرد؛ از فشار معیشتی و درمانی گرفته تا موانع اشتغال خرد، مشکلات مسکن، کمبود حمایتهای موثر اجتماعی و مطالبات انباشته در حوزه کشاورزی و زیرساخت روستایی.
آنچه از این جمعه باقی میماند، فقط فهرستی از درخواستها و پروندهها نیست؛ بلکه روایتی است از مردمی که هر کدام با بخشی از دشواریهای زندگی روبهرو هستند و همچنان امیدوارند از مسیر گفتوگو، پیگیری و پاسخگویی، بتوان بخشی از این گرهها را باز کرد.




